الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
116
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
نقره و منبرهايى از آبنوس و عاج « 1 » در آنها نهاده بود تا اين كه مسلمانان آن را به مسجد تبديل كردند كه هنوز هم باقى است . « 2 » ( 1 ) حكومت ابرهه باعث شد كه يهوديان از يمن خارج شوند و در جاهاى مختلف پراكنده شوند . البته عدهاى از آنها در همان جا باقى ماندند تا اين كه اسلام آنجا را فرا گرفت و آنها به اسلام گرويدند كه از جملهء آنها « كعب الاحبار » و « وهب بن منبّه » بودند . مهمتر از يهوديان يمن ، يهوديان حجاز بودند كه به صورت قبايل و دستههاى فراوانى در واحههاى يثرب و خيبر و وادى القرى و تيماء پراكنده شده بودند و در يثرب قبايلى از آنها زندگى مىكردند كه مهمترينشان عبارت بودند از : بنى نضير ، بنى قريظه ، بنى قينقاع و بنى تهدل و . . . ( 2 ) سنتهاى جاهليت در مورد شتر و گوسفند در قرآن كريم آمده است : « ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حامٍ وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ » « 3 » خداوند براى بحيره ، سائبه ، وصيله و حام حكمى نكرده است ولى كافران بر خدا دروغ مىبندند و بيشترشان در نمىيابند . ( 3 ) عيّاشى در كتاب تفسيرش از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است كه : اهل جاهليت به هنگامى كه شترى دوقلو مىزاييد ، مىگفتند : اين شتر واصله شده است و كشتن و خوردن گوشت آن را حلال نمىدانستند و هنگامى كه شترى شكم دهمش را مىزاييد ؛ مىگفتند : اين شتر سائبه شده است و خوردن و سوار شدنش را جايز نمىدانستند . حامى هم به شتر فحل ( نر ) مىگفتند كه خوردن آن را حلال نمىدانستند و خداوند دستور داد كه هيچ كدام از اينها حرام نيستند « 4 » . ( 4 ) و شيخ طوسى رحمه اللّه در « التبيان » از محمد بن اسحاق نقل مىكند كه گفت : وصيلة ، گوسفند مادهاى بود كه پنج مرتبه پىدرپى دوقلو مىزاييد و تمام اين دوقلوها هم ماده بودند و در اين هنگام مىگفتند كه اين گوسفند وصيلة شده است و بعد از آن اگر اين گوسفند بچهاى مىآورد مىگفتند كه اين مال فرزندان مذكر است و چيزى از آن به اناث نمىرسد !
--> ( 1 ) . تفسير طبرى ، ج 3 ، ص 193 . ( 2 ) . العصر الجاهلى ، ص 97 - 100 . ( 3 ) . مائده ( 5 ) ، 103 . ( 4 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 347 .